تبليغاتX
ستاره ی اسیر - فصل خیلی مونده به آخر

ادوین توی همین زمین به دنیا اومده بود. غزه. توی یکی از شهرک های صهیونیست نشین که اخیرا دولت اسرائیل به خاطر مقاومت فلسطینیا جمعش کرده بود. از بچگی یه اسم مزاحم توی گوشش بود: عرب فلسطینی!ا

تازه دبیرستانو تموم کرده بود و دوره ی سربازی ش را می گذروند، بیشتر اسرائیلیا ناراحت بودن که سه سال از عمرشونو مجبورن تو سربازی تلف کنن ولی ادوین می خواست سرباز باشه، می خواست انتقام بگیره، اونو از شهرک دوران بچگی ش بیرون کرده بودن. خاکی که تورات گفته سرزمین موعود اون و همکیش هاشه. هنوز هوا کاملا تاریک بود. یاد پولی افتاد که برای ترک غزه به خانواده اش پرداخت شده بود. چند صدهزار دلار به پول امریکا یا چند ملیون شِکل به پول اسرائیل. فکر کرد احمقا فکر می کنن خونه ی آدم را می شه با پول خرید. کتاب مقدس را یه بار دیگه ورق زد:

עַתָּה לֵךְ וְהִכִּיתָה אֶת-עֲמָלֵק, וְהַחֲרַמְתֶּם אֶת-כָּל-אֲשֶׁר-לוֹ, וְלֹא תַחְמֹל, עָלָיו; וְהֵמַתָּה מֵאִישׁ עַד-אִשָּׁה, מֵעֹלֵל וְעַד-יוֹנֵק, מִשּׁוֹר וְעַד-שֶׂה, מִגָּמָל וְעַד-חֲמוֹר. {ס} (ترجمه: پس الا´ن برو و عماليق را شكست داده، جميع مايملك ايشان را تماما نابود کن و بر ایشان شفقت نکن، بلکه مرد و زن و طفل و شیرخواره و گاو و گوسفند و شتر و الاغ را بکش... اول سموئیل فصل 15 آیه 3

.......................................................................................................

این ادوین شخصیت تندروی اسرائیلی داستان است

در ادامه یلدا شخصیت ایرانی به یاد راشل کوری می افتد که دختری امریکایی است که در فلسطین توسط بولدوزر اسرائیلی کشته می شود.

سپس فادی وارد داستان می شود که اهل غزه است و در هنگام تولد نذر خدا شده است

در ادامه فضا اندکی دانشگاهی می شود

 

+ نوشته شده توسط مریم تینا سعیده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 و ساعت 15:32 |